هلی کوپتر های رادیو کنترل

آشنایی کامل با  هلی کوپتر رادیو کنترل + فیلم پرواز

هلی کوپتر وسیله بسار جذابی هست و هر وقت شما اقدام به پروازش کنید مطمئناً شاهد ازدحام جمعیت در اطرافتون و سوال های متعدد اونها خواهید بود اما قبل از خرید یک مدل خاص باید اطلاعاتی در مورد این وسیله پرنده داشته باشید و صرفاً با مشاهده پرواز هلیکوپتر اقدام به خریدش نکنین. در این مقاله سعی شده به معرفی بیشتر هلی کوپتر رادیو کنترل می پردازیم.

فیلم پرواز مدل بزرگ رادیو کنترل را در پایان تماشا کنید.

کلاس های مختلف هلی کوپتر:

۱)هلی کوپترهای اسباب بازی

هلی کوپتر های رادیو کنترل آموزش مقاله آرسی رادیو کنترل

هلی کوپترهای رادیو کنترل اسباب بازی قیمت ارزانی دارند و رادیو کنترل اونها بسیار ساده ست اما وسیله بسیار سرگرم کننده ای هستند
این رده از هلیکوپترها تا حد زیادی از مشکلات ناشی از سقوط و برخورد با اجسام دور هستند.
اگه فقط دنبال ۱ سرگرمی بی دردسر و ارزون قیمت خونگی میگردین این هلیکوپترها بهترین انتخاب برای شماست!


۲)هلیکوپترهای Micro Coaxial:

هلی کوپتر های رادیو کنترل آموزش مقاله آرسی رادیو کنترل

این رده از هلیکوپتر ها از نظر پیچیدگی، قیمت و قابلیت کنترل بعد از رده اسباب بازی ها قرار میگیرن اما اسباب بازی نیستند! و توی کلاس هلیکوپترهای سرگرمی (Hobby) قرار میگیرند.


کلاس Hobby به این معنی هست که اگه قطعه ای از هلیکوپتر شما خراب بشه یا بشکنه به سادگی میتونین با خرید قطعه نو اون رو جایگزین کنین و مزیت دیگه این کلاس امکان ارتقای قطعات هلیکوپتر (برای کارایی بهتر) هست اما در رده اسباب بازی اگه هلیکوپتر خراب بشه امکان تعویض قطعه براش وجود نداره.

هلیکوپترهای Micro Coaxial با عنوان هلیکوپترهای زوج ملخ هم شناخته میشن و این رده مقدمه ای برای شروع حرکات هلیکوپتر واقعی مثل بالا، پائین، چرخش، حرکت به جلو، عقب ، طرفین و ۱۰۰ البته Hover (ثابت ماندن در هوا) هست.

این رده هم کنترل آسانی دارن ولی در اندازه بزرگ هستن و وزن بیشتری دارن و این یعنی شکستن یا آسیب دیدن قطعات پس از سقوط ! اما خبر امیدوار کننده اینه که توی این کلاس امکان تعویض قطعات وجود داره!

اگه شما از علاقتون به هلیکوپتر مطمئن هستین و هلیکوپتری با قابلیت کنترل خوب میخواین من این رده رو برای شروع پیشنهاد میکنم. این رده برای پرواز درون منزل هم مناسب هستن ولی اگه تو ۱ روز آرام و بدون باد پروازی بیرون از منزل داشته باشین لذت بیشتری عایدتون میشه!


۳)هلیکوپترهای Single rotor:

این رده از هلیکوپترها به دو دسته Fixed pitch ( گام ثابت) و Collective pitch (گام متغیر) تقیسم میشن

برای فهم بهتر فرق بین این دو سیستم رو براتون باز میکنم

گام ثابت:


43

توی این دسته از هلی کوپترها زاویه حمله ملخ ها (Anglr of attack) ثابت هست برای این که این هلی کوپترها رو از زمین بلند کنید فقط نیاز به زیاد کردن دور موتور دارید. با زیاد شدن دور موتور ملخ ها نیروی لیفت لازم برای بلند شدن از زمین رو ایجاد میکنه.

هلی کوپترهای گام ثابت در قبال دستورات اعمال شده برای بالا یا پائین رفتن عکس العمل کندی از خودشون نشون میدن به این معنی که این هلی کوپترها برای بلند شدن از زمین نسبت به مدل های با گام متغیر زمان بیشتری صرف خواهند کرد و دلیل اون این هست که نیروی بالا برنده فقط و فقط با زیاد شدن دور موتور بیشتر میشه.

این مدل ها به دلیل داشتن سیستم ساده تر نسبت به مدل های با گام متغیر قیمت پائین تری دارند، مونتاژ و تعمیرات اونها راحت تر بوده و پرواز اونها به دلیل عکس العمل کند تر نسبت به حرکات رادیوکنترل راحت تر هستش (این هلی کوپترها جهت پرواز معمولاً به رادیو کنترل های ۴ کاناله مجهز هستن و به دلیل کمتر بودن کانال ها جهت کنترل نسبت به مدل های با گام متغیر، پرواز آسانتری دارند).


گام متغیر:

 

56

توی این مدل ها امکان تغییر زاویه ملخ ها (Angle if attack) وجود داره


توی شکل پائین که برای جا افتادن مطلب فکر کنم خوبه چرخ دنده های مربوط به سیستم تغییر گام رو تو هلیکوپتر واقعی میبینین.

7

برای فهم دقیق تر به مثال هاور میپردازیم در این مدل ها به ازای دور ثابت موتور با زیاد کردن گام(زاویه) ملخ ها هلیکوپتر فوراً شروع به بالا رفتن میکنه (به شرطی که دور موتور از یک حدی کمتر نشه) و وقتی هم بخواید ارتفاع هلیکوپتر رو کم کنین میتونین با کم کردن گام ملخ این کار رو انجام بدید و شاهد واکنش سریع هلیکوپتر خواهید بود.
این مدل ها به دلیل داشتن سیستم پیچیده تر قیمت بالاتری هم دارن ومونتاژ و نگه داری اونها هم سخت تر هستش و نسبت به حرکات رادیوکنترل واکنش سریع تری دارن و تعداد کانال بیشتری هم برای پرواز اونها نیاز هست(حداقل ۶ کانال ) و همین امر کنترل اونها رو هم مشکل تر میکنه ولی لذت واقعی پرواز مدل در صورت آموزش کافی با این مدل ها عایدتون میشه!

پرواز با هلی کوپتر های گام متغییر:

اگه از کسایی که با هلی کوپتر کواکسیال پرواز میکنن یا حتی اونهایی که با هلی کوپتر پروازی رو تجربه نکردن درباره سختی پرواز هلی کوپترهای گام متغیر سوال کنین همگی از سختی پرواز این هلی کوپترها براتون میگن اما چرا؟

کسانی که با هلی کوپتر کواکسیال پرواز میکنن و برای اولین بار میخوان سراغ گام متغیرها برن معمولاً این کار با ترس همراه هست و نمیدونن که آیا اطلاعات و مهارت کافی برای موفق شدن تو این زمینه رو دارن یا نه؟

جواب این دوستان اینه که پرواز با هلی کوپتر گام متغیر مانند خیلی از کارای دیگه نیاز به مهارتی داره که نه یکباره بلکه به مرور زمان بدست میاد اما من به شما قول میدم که این مهارت دست نیافتنی نیست !

 

8

پیشرفت در زمینه هلی کوپترهای گام متغیر اونقدرها هم که فکر میکنید ترسناک و نشدنی نیست امروزه با وجود سیستم های ساخت و کنترل دقیق تا حدود زیادی از سختی کار کاسته شده

هلیکوپترهای کواکسیال امروزه به عنوان یک گزینه خوب برای علاقه مندان به ورود به دنیای هلیکوپترهای مدل محسوب میشن اما کنترل اونها کاملا متفاوت از کنترل یک هلیکوپتر با گام متغیر هست.

همین مسئله تفاوت کنترل، بین کسانی که از مدل های کواکسیال به سمت مدل های گام متغیر میرن و فکر میکنن که کنترل هلیکوپترهای گام متغیر کمابیش مشابه هلیکوپترهای گام ثابت یا کواکسیال هست، مشکلاتی رو بوجود میاره. اگه شما هم در مورد شیوه کنترل بین این دو کلاس همین نظر رو داشته باشین اولین سقوط برای شما در طول ۱۰ الی ۲۰ ثانیه اول پرواز اجتناب ناپذیر خواهد بود!

مثالی برای درک بهتر پرواز گام ثابت و متغییر:

برای درک بهتر تفاوت در کنترل و پرواز هلیکوپترهای گام متغیر با نمونه های گام ثابت یا کواکسیال مثال ساده ای براتون میزنم.

گام ثابت:

هلیکوپترهای کواکسیال یا گام ثابت مثل بلبرینگی در داخل کاسه رفتار میکنن. اگه شما حرکت بلبرینگ رو متوقف کنین بلافاصله داخل کاسه در حالت پایداری ثابت باقی میمونه درست مثل ۱ هلیکوپتر کواکسیال در حال هاور !

 

9

گام متغییر:

حالا همون کاسه رو برگردونید و بلبرینگ رو در قسمت بالای انحنای کاسه بذارید و سعی کنید بلبرینگ رو تو همین حالت نگه دارید تا نیفته ! این حالت رفتار هلیکوپترهای با گام متغیر رو براتون تداعی میکنه.

10

این مثال ۱ برآورد خوب از رفتار هلیکوپترهای با گام متغیر در حال هاور هست. شما باید برای بالانس نگه داشتنش تلاش کنید. اگه شما حرکات لازم جهت کنترل هلیکوپتر تو حالت پایدار رو متوقف کنید، هلیکوپتر دچار راندگی شده و با شتاب زیادی در یک جهت حرکت خواهد کرد؛ درست مثل بلبرینگ تو حالتی که با به هم خوردن تعادلش از بالای کاسه به پائین سر میخوره و میفته.

اما در حقیقت کنترل هلیکوپتر با گام متغیر به این سختی ای که گفته شد نیست، اما این مثال یک راه خوب برای بیان تفاویت بین مدل های با گام متغیر با سایر مدل هاست.

اجازه بدید تا براتون مثال بهتری بزنم.

این بار بلبرینگ رو پشت ۱ بشقاب فرض کنید. این حالت بهترین تصور از وضعیت ۱ هلیکوپتر گام متغیر در حال هاور هست.

11

بشقاب رو با دو دست بگیرید، بلبرینگی پشت اون بذارید. بشقاب رو محکم بگیرید و حالا شروع به تکون دادن بلبرینگ پشت بشقاب کنید. اگه شما تونستین بلبرینگ رو توی همه جهات حرکت بدین و هر موقع اراده کردین اون رو پشت بشقاب ثابت نگه دارین، شما ایده خوبی از کنترل ۱ هلی کوپتر گام متغیر خواهید داشت.

در واقعیت شما برای کنترل هلی کوپتر گام متغیر با متغیرهای بیشتری روبه رو خواهید بود. مثال بلبرینگ و بشقاب فقط حرکات چرخشی هلی کوپتر رو نشون میده و لیفت و حرکات yaw رو هم به اون باید اضافه کنید. اما وقتی برای اولین بار اقدام به یادگیری پرواز هلی کوپتر گام متغیر میکنین سخت ترین قسمت کار هم یادگیری حرکات چرخشی خواهد بود.

اگه شما تنظیمات دقیق به همراه تجهیزات لازم رو داشته باشید یادگیری آسان تر خواهد بود(بعداً در این مورد مطلب نوشته میشه)

یادگیری پرواز هلی کوپتر گام متغیر مشکل به نظر میرسه اما اگه تمرین لازم رو داشته باشید، دیر یا زود هاور برای شما خیلی راحت خواهد شد و تو فکر حرکات زیادی که برای بالانس نگه داشتن هلیکوپتر نیازه نخواهید بود.

هاور کردن و پرواز هلی کوپتر گام متغیر درست مثل یادگیری دوچرخه سواری میمونه شاید بارها زمین بخورید اما باز هم ادامه بدید و ناامید نشید هر بار که چیز جدیدی یاد میگیرید نشون میده تلاشتون ارزشش رو داره. شما فقط به زمان و تمرین نیاز دارید. منحنی یادگیری واقعاً هیچوقت تموم نمیشه و همین امر دلیل اصلی جذابیت این سرگرمی هست!

تمرین با شبیه ساز کامپیوتری:

کار با ۱ شبیه ساز خوب رو فراموش نکنید این کار میتونه ساعت ها زمان یادگیری شما رو کاهش بده و تا حد زیادی از استرس شما کم کنه.

حالا … پرواز هلی کوپتر رادیوکنترل واقعاً سخته ؟

12

اگر منصفانه نگاه کنیم پرواز هلیکوپتر رادیو کنترل خیلی سادست اما اگه به ۱ استاد دسترسی نداشته باشید میتونه خیلی مشکل باشه!

انتخاب و خرید یک هلی کوپتر مناسب:

بهترین هلیکوپتر رادیوکنترل کدام است؟ جواب خیلی سادست! هلیکوپتری که برای شما مناسب باشه تصمیم گیری در مورد اینکه چه هلیکوپتری برای شما مناسبه میتونه تا حدودی ۱ کار دلهره آور باشه

 

13

بیشتر تبلیغات هلی کوپترها باعث سردرگمی ما میشن چون سرشار از اطلاعات تکنیکی هستن که فقط افراد حرفه ای به درستی از اون ها سردرمیارن. ما اینجا در مورد این اطلاعات، مزایا و معایب و محدودیت های هر کدوم که میتونه راهنمای شما برای انتخاب هلیکوپتر دلخواهتون باشه صحبت میکنیم. این اطلاعات میتونه بهتون در انتخاب اجناسی که واقعاً نیاز شما رو برآورده کنن کمک کنه و بعداً از خرید جنس بد و بی کیفیت پشیمون نشید.

اگه شما فقط به دنبال خرید هلیکوپترهای اسباب بازی یا کواکسیال ( که بهترین انتخاب هم برای شروع هستن) هستین نیازی به خوندن این مطالب ندارین. اینجا فقط در مورد هلیکوپترهای تک ملخ بحث میشه.

هدف من ارائه اطلاعات دقیق جهت انتخاب بهترین هلیکوپتر توسط خود شماست.

به میزان پولتان دقت کنید:

اول به مقدار پولتون و هزینه ای که میخواین بکنین نگاه کنین!

شما ۲ تا انتخاب دارین

۱-با قیمت ارزون ۱ هلیکوپتر گام ثابت بگیرین و با اون تمرین کنین. اگه بازم خواستید ادامه بدین جا برای پیشرفت دارید! سراغ هلیکوپترهای گام متغیر برید

۲-اگه به ۱ استاد دسترسی دارید بدون درنگ ۱ هلیکوپتر با کیفیت گام متغیر بگیرید و با اون شروع کنین

اگه شما به ۱ استاد یا کسی که بتونه شما رو سر زمین راهنمایی کنه و پرواز رو به شما آموزش بده دسترسی دارین پول و زمانتون رو با مدلهای گام ثابت هدر نکنین سراغ مدل های گام متغیر برید. هر مرحله که پیشرفت میکنین میتونین قابلیت های هلیکوپترتون رو با جایگزینی قطعات بهتر بالا ببرین.

نکته بسیار مهم

انتخاب سیستم ملخ دم:

از هلیکوپترهای گام متغیر که دارای موتور دم هستن جداً دوری کنین این هلیکوپترها زمان وهزینه ای رو که کردین هدر خواهند داد و چیزی یاد نخواهید گرفت و هیچوقت قابلیت ۱ هلیکوپتر واقعی رو به شما نشون نخواهند داد.

 

14

دلیل این موضوع اینه که در این نوع هلیکوپترها موتور دم نمیتونه به قدری سریع عمل کنه که دم رو ثابت نگه داره و این موتور خیلی زود خواهد سوخت. بعلاوه حرکت ملخ دم باید به شیوه ای باشه که بتونه عکس العمل ناشی از گردش ملخ های اصلی رو خنثی کنه و به این منظور تعداد گردش ملخ دم مستقیماً باید رابطه ای با گردش ملخ اصلی داشته باشه ( اگه تو هلیکوپترهای تک ملخ، گردش ملخ دم رو حذف کنید، دم به علت وجود نیروی عمل و عکس العمل حاصل از گردش ملخ اصلی با سرعت زیادی دور خودش میچرخه و وظیفه ملخ دم جلوگیری از این عمل هست)

سیستم های توصیه شده سیستم تسمه ای (belt driven) یا چرخ دنده ای (shaft driven) برای گردش ملخ دم هست. توی این سیستم تسمه یا چرخ دنده طوری طراحی شده که ملخ دم با گردش ملخ اصلی شروع به گردش میکنه و تعداد دورهای این دو ملخ با هم نسبت خاصی دارن.

سیستم تسمه ای همراه تسمه های مربوطه:

1615

سیستم دنده ای:

 

1718

موجود بودن قطعات:

نکته بسیار مهم دیگه موجود بودن قطعات مدلی هست که میخرین
مهم نیست که شما چقدر مواظب هلی کوپترتون خواهید بود یا چقدر حرفه ای هستین، شک نکنید که به قطعه نیاز خواهید داشت.
شاید وقتی برای اولین بار هلیکوپتر میخرین این موضوع زیاد مهم نباشه اما به مرور زمان اهمیت اون رو درک خواهید کرد.
قبل از خرید حتماً از فراوانی قطعات مدلتون از فروشنده سوال کنین و سراغ فروشنده های گمنام هیچوقت نرید.

قابلیت Auto Rotation چیست؟

بسیاری از مردم نمیدونن که هلی کوپتر در صورت خاموشی موتور امکان گلاید کردن داره. این گلاید کردن توی هلیکوپتر با عنوان قابلیت Auto Rotation شناخته میشه. این قابلیت در هلی کوپترهای واقعی جهت نجات جان خدمه و در مدل ها برای جلوگیری یا کاهش ضربه ناشی از برخورد با زمین کاربرد داره
خیلی ها فکر میکنن که اگه موتور هلی کوپترخاموش بشه هلی کوپتر مثل جسم صلب سقوط میکنه اگه هلیکوپتر شما قابلیت Auto Rotation ندشته باشه این حرف درسته اما در غیر اینصورت اینطور نیست! ملخ های هلیکوپتر هم درست مثل بال های هواپیما هستن با این تفاوت که با چرخش نیروی بالا برنده ایجاد میکنن.
اماچطور ممکنه با خاموش شدن موتور ملخ ها به گردش خودشون ادامه بدن؟
این مورد یکی دیگه از قابلیت های هلیکوپترهای گام متغیر هست و فقط این هلیکوپترها به دلیل امکان تغییر زاویه ملخ ها قادر به انجام این کار هستن.

آشنایی با سیستم پرواز هلی کوپتر:

۱- بالا رفتن یا خنثی کردن وزن هلی کوپتر

برای این که این موضوع رو ساده بخوام بیان کنم بلید های (ملخ ) هلی کوپتر رو تشبیه میکنم به یک پنکه

فرق اصلی مکانیک بلید هلی کوپتر با پنکه اینه که زاویه هر بلید(angle of attack) مثل پنکه ثابت نیست و عوض میشه (از منفی ۱۰ درجه تا مثبت ۱۳ درجه )

حالا شما فکر کنید اگر زاویه بلید های پنکه صفر درجه باشه هیچ بادی تولید نمیشه ، و اگر بیشتر از ۱۴ درجه هم بشه نه تنها توان موتور نمیرسه که بلید ها رو به گردش کامل در بیاره بلکه اغتشاش هوایی (توربالانس) که پشت بلید ها درست میشه باعث از بین رفتن راندمان پنکه میشه

collective-pitch-ani

پس برای پرواز هلی کوپتر یادمون باشه که برای ارتفاع زیاد کردن نه تنها میشه از دور بیشتر بلید استفاده کرد بلکه با تغییر گام بیشتر هم میشه ارتفاع رو بیشتر کرد (به شرطی که دور بلید از یک حد کمتر نشه )

مزیت تغییر زاویه ملخ برای تغییر ارتفاع:

خوب پس با این اوصاف اگر بخواهیم برای ارتفاع زیاد کردن ، دور بلید رو زیاد کنیم و گام بلید (زاویه بلید)ثابت باشه ، زمان زیادی صرف زیاد کردن دور بلید میشه که برای پرواز هلی میتونه خیلی خطرناک باشه

بنابر این تو تمام مدت پرواز یک هلی کوپتر واقعی یا مدل های پیشرفته دور بلید با یک وسیله به نام گاورنر کنترل ، و دور بلید رو روی یک عدد ثابت مورد نیاز تنظیم میکنند ( بر اساس شرایط پرواز این دور رو تغییر میدهند )

کاربرد swash plate:

برای اینکه بشه گام بلید رو عوض کرد به یک قطعه به نام swash plate نیاز داریم ، کار این قطعه تبدیل دستورات ثابت به دستورات چرخشی هستش

همونطور که مشخص هست بدنه هلی یک قطعه ثابت در نظر گرفته میشه و بلید یک قطعه متحرک پس دستورات خلبان از بدنه ثابت چگونه باید به یک بلید که متحرک هست اعمال بشه ؟

تبدیل این نیرو وظیفه swash plate هستش ، این قطعه از یک بلبرینگ ساده و دو صفحه ساخته شده

swash_plate2

قطعه آبی رنگ قسمت ثابت swash plate هست و توسط اهرم هایی(زرد رنگ ) به بدنه متصل میشه که حرکت این اهرم ها میتونه swash plate رو به بالا و پایین( جهت کم و زیاد کردن ارتفاع colective)، چپ و راست (محور roll ) ، عقب و جلو (محور pitch )حرکت بده که به طبع قسمت قرمز رنگ که محور متحرک هست دستورات رو از طریق اهرم هایی (نارنجی رنگ ) به بلید ها منتقل میکند
این یک نمونه واقعی swash plate مدل هستش.

مقابله با نیروی وزن: خوب برای بلند شدن هلی کوپتر از روی زمین متوجه شدیم که باید یک نیروی دورارنی بلید رو بحرکت در بیاره و دور بلید رو ثابت نگه داره و زاویه بلید ها(angle of attack) که بتونه مسیر هوا رو عوض کنه و نیروی وزن رو خنثی کنه ، این زاویه برای بلید های هلی کوپتر بین ۴ تا ۵ درجه هستش

برای تغییر مسیر هلی باید فشار هوایی که زیر بلید ایجاد شده جهت دار بشه ، یعنی اگر هلی کوپتر قراره به جلو حرکت کنه باید فشار هوا در زیر و پشت هلی کوپتر بیشتر بشه

برای این منظور sawsh plate رو باید به یک سمت زاویه داد تا اون زاویه بتونه زوایای حرکت بلید رو عوض کنه (angle of attack )

این شکل رو ببینید:

collective-pitch-ani1

در شکل بالا swash plat افقی قرار گرفته و هر دو بلید داری یک زاویه حمله هستند ( اینجا زاویه بلید صفر در نظر گرفته شده ) و در شکل پایین که swash plate از حالت افقی در آمده زاویه بلید ها هم عوض شده و یک بلید زاویه مثبت گرفته و یک بلید زاویه منفی و اگر گردش بلید رو هم بحساب بیاریم الان که بلید سمت چپ زاویه مثبت داره در چرخش ۱۸۰ درجه بعدی روتور ، همین بلید زاویه منفی میگیره و این باعث میشه لیفت در یک سمت تغییر کنه و هلی کوپتر هم به سمت لیفت کمتر شروع به حرکت بکنه

خیلی ساده میشه گفت یک بلید در هر دور گردش با زوایای مختلف گام بلید، هوا رو به سمت پایین یا بالا هدایت میکنه

تو این شکل دقیقا نشون میده که تو هر دور گردش بلید ، زاویه گام بلید چطوری داره عوض میشه

fcevectvert

این هم عکس یک مکانیزم ساده fly bar less

(در مورد fly bar بعدا توضیح میدم)

dscf9072

آشنایی با flybar:

قطعه ای جهت پایداری بیشتر

تو پاراگراف های بالا در رابطه با یک سیستم خیلی ساده صحبت کردیم که یک هلی کوپتر میتونه با اون سیستم پرواز کنه

ولی در واقعیت مدل ، اون سیستم های بالا که بدون flybar یا Stabilizer bar هستند و به اصطلاح flybarless مشهورند به سادگی قابل کنترل نیستند

پرواز پرنده ها به سه گروه

۱ پایداری مثبت (مثل هواپیماهای ترینر )

۲ پایداری خنثی(مثل هواپیما با بال ایرفویل قرینه یا pattern و ۳D )

۳ پایداری منفی (مثل هلی کوپتر )

تقسیم میشوند

هلی کوپتر مدل برای این خصوصیت پایدرای منفیش ، کنترل مشکل تری هم داره

برای کم کردن این مشکل از سیستم flybar استفاده میشه ،

در این سیستم از یک میله بلند که دو سر اون دو تا وزنه وجود داره استفاده شده ، این وزنه ها که با مجموعه روتور به گردش در میاد ، نیروی ژایروسکوپیک ایجاد میکنند و این نیرو که نهایتا به بلید ها دستور میدهند ، تعادل بهتری برای هلی کوپتر به ارمغان میاره

عکس زیر از این نمونه هستش که در هلی کوپتر واقعی به نام Stabilizer bar شناخته میشه

 

800px-navy-hh1n-158256-070327-16cr-10

در مدل های امروزی از دو قطعه به نام paddle به جای اون وزنه ها استفاده میشه ، حسن استفاده از این paddle ها به این هستش که swash plate به جای اینکه به blade ها دستور رو منتقل کنه که نیروی بیشتری هم لازم داره ، نیرو رو توسط اهرم ها به flybar منتقل میکنه

fixed-pitch-rotor-head

flybar زاویه حمله paddle ها رو زیاد میکنه و اهرم flybar رو از حالت افقی در میاره و در نهایت میله flybar به ملخ ها دستور صحیح رو میده
در این روش نیروی وارده به سروو به نصف یا کمتر کاهش پیدا میکنه ، سیستم نرم تر و بدون خلاصی کار میکنه و در ضمن با افزودن وزنه درون paddle ها حالت ترینر تر و با کم کردن وزن paddle ها حالت ۳D تری میتونید برای هلی کوپتر مدل بوجود بیارید.

در رابطه با rotor head یه مورد دیگه رو هم اضافه کنم و بعد بریم سراغ tail rotor و ژایرو

تمام دستوراتی که از swash plate به بلید ها منتقل میشه ( چه مستقیم چه از طریق flybar ) باید ۹۰ درجه زودتر اعمال بشه تا در ۹۰ درجه بعدی عکس العمل ها اجرا بشه

یعنی موقعی که شما به هلی کوپتر و از طریق swash plate به بلید ها دستور میدید که هلی به جلو حرکت کنه این دستور ها از طریق اهرم ها ۹۰ درجه زودتر به بلید اعمال میشه تا بلید ها فرصت اجرای دستور رو داشته باشند

ژایورها و انواع آن:

قطعه ای که حرکات محال را ممکن کرد.

همون طور که تو مدرسه خوندیم و میدونیم ، هر عملی عکس العملی داره مساوی با آن و در خلاف جهت آن (قانون سوم نیوتن بود ؟)

نیروی چرخشی بلید های اصلی ، توسط بلید دم باید خنثی بشه ، این نیرو دقیقا باید با نیروی ایجاد شده توسط بلید اصلی یکی باشه ،

در قدیم که بلید اصلی هلی کوپتر مدل گام متغیر نداشت و فیکس بود برای بلید دم هم یک زاویه خاص رو تنظیم میکرند و تنظیمات راحت تر بود .و حتی میشد هلی کوپتر رو بدون ژایرو و در باد به سختی هاور کرد

ولی امروزه چون گام بلید های اصلی متغییر هست ، گام بلید دم هم بلطبع متغییر ، این کار بدون ژایرو امکان پذیر نیست

ژایرو ها از اول بصورت مکانیکی ساخته شدند ، بدین صورت که یک الکترو موتور با دور خیلی بالا دو تا فلایویل رو به گردش در میاورد ، زیر موتور یک محور وجود داشت که در صورت حرکت مجموعه ژایرو به دور محور yaw ، این فلایویل ها به بالا و پایین متمایل میشدند (اثر ژایروسکوپیک ) و در نهایت یه سنسور که زیر الکترو موتور تعبیه شده شده بود مقدار حرکت رو سنس میکرد و به برد میفرستاد تا برد دستور لازم رو به سروو بده تا سروو هم دم رو کنترل کنه ، مشکل این ژایرو ها این بود که مقدار حرکت دم باید توسط میکس با مقدار گام بلید های اصلی درون رادیو تنظیم میشد تا هلی بدور خودش نچرخه که من برای این تنظیم اجبارا یک پایه طراحی کرده بودم و این تنظیمات رو روی پایه انجام میدادم.

قیمت این ژایرو ها تا ۷۰۰ دلار هم بودند

mechanicalgyro250pics

بعد از پیشرفت الکترنیک ژایرو هایی به بازار اومدند که دیگه از موتور و فلایویل درون ژایرو خبری نبود و حرکت توسط سرامیک پیزو سنس میشد و به پیزو ژایرو معروف شدند که تنها حسن شون مصرف کم ژایرو بود ولی همچنان مشکلات تنظیمی ژایرو های قدیم رو داشتند.

این عکس یه سنسور پیزو که درون ژایرو بکار میره رو نشون میده

piezo

الان تو بازار مدل ، ژایرو ها اکثرا heading lock هستند از همون سیستم پیزو استفاده میکنند و اون تنظیمات دشوار رادیویی رو نیاز ندارند و حسن اصلی شون اینه که نمیذاره باد جهت پرواز و هاور رو عوض کنه (سیستم های قبلی ، هلی کوپتر حتی تو هاور کردن آرام آرام رو به باد تغییر جهت میداد )

با وجود این ژایرو ها میشه با هلی کوپتر رو به عقب پرواز کرد و هر گونه عملیاتی رو که تا به حال انجامش محال بود ، انجام داد.


ژایرو futaba 401 با وجود عمر ۱۰ سالش هنوز جزو محبوترین این ژایرو هاست و با قیمت حدود ۱۳۰ دلار

200852011571843

نمونه های ۳۰ دلاری هم تولید شده که برای هلی کوپتر های مدل الکتریک کوچک مصرف میشه


فیلم زیبا از پرواز مدلی بزرگ از یک هلی کوپتر رادیو کنترل:

لندینگ بدون نیروی موتور:

برای این کار شما باید خیلی تمرین داشته باشید ، که اگر واقعا موتور خاموش شد هم بتونید هلی رو سالم بنشونید

موقع پرواز هلی کوپتر گام بلید ها مثبت هستند یعنی برای هاور که حداقل حدود ۴ درجه گام مثبت نیاز دارید و برای پرواز های رو به جلو بیشتر

خوب موقعی که موتور خاموش بشه ، شما اگر همین گام رو نگه دارید ، دور بلید کم میشه و نیروی لیفت از بین میره
برای اینکه این اتفاق نیفته بلافاصله بعد از خاموش شدن موتور ، شما باید گام رو تا حدود منفی ۵ درجه کم کنید ، با این کار هلی کوپتر رو به پایین ارتفاع کم میکنه و بادی که از زیر به روتور بلید هلی میخوره باعث میشه روتور به چرخش خودش ادامه بده (مثل دمیدن باد به یک فرفره کاغذی که بچگی درست میکردیم)

اگر گام رو به اندازه منفی کرده باشید هلی کوپتر خیلی آرام به زمین نزدیک میشه و روتور هم سرعتش کم نمیشه
نزدیک زمین (حدود ۳ متری تا ۱ متری ) گام رو آرام آرام از منفی ۵ تا مثبت ۵ تغییر میدید و حدود یک متری زمین (بسته به وزن و سرعت هلی و سرعت بلید ) گام رو تا مثبت ۱۳ هم زیاد میشه کرد که در این زمان نیروی اینرسی چرخشی بلید و گام زیاد میتونه لیفت کافی برای نشستن هلی درست کنه و هلی بدون کم ترین ضربه راحت روی زمین فرود بیاد

این لحظه خیلی دقیق و حیاتی هستش ، چون اگر زود تر گام رو مثبت بکنید نیروی چرخشی از بین میره و هلی محکم به زمین برخورد میکنه و اگر هم دیر تر ، باز هم هلی محکم به زمین برخورد میکنه

این تمرین برای هلی کوپتر های واقعی هم هست و خلبان ها این تمرین رو در اتفاع زیاد انجام میدهند تا بعد از فرا گرفتن کامل روی زمین هم اون رو اجرا میکنند تا کاملا این زمان ها دستشون بیاد.

خلاصه ای از مقاله:

خیلی مختصر بخواهیم نگاه کنیم ، کار اصلی fly bar حفظ تعادل و پایداری بیشتر برای هلی کوپتر مدل هست (البته اصلی ترین کار) کار دومی هم انجام میده که فعلا برای راحت تر شدن قضیه بحثی در مورد قسمت دوم نمیکنم

برای تغییر گام و پرواز ، بلید های اصلی میتوانند مستقیم از swash plate دستور بگیرند . ولی موقع هاور کردن و پرواز این سیستم اصلا پایداری نداره ، بخاطر همین باید با یک سیستم الکترونیکی خیلی دقیق یا یک سیستم مکانیکی عمل پایداری رو انجام بدهیم.

برای سیستم مکانیکی از سیستم flybar استفاده میشه که بر اثر گردش سریع ، نیروی ژایروسکوپیک ایجاد شده در flybar باعث میشه flybar rod در امتداد خط افقی ثابت بمونه (بدون دستور از swash plate) و حالا اگر بدنه هلیکوپتر مدل به یک سمت خواست نا متعادل بشه اهرم هایی که از flybar به بلید متصل هستند (mixing arm) به بلید ها دستور خلاف رو میدهند که بدنه متعادل بمونه

دستوراتی که از swash pate میاد اول به درون flybar رفته و بعد با اثر ژایروسکوپیک به بلید منتقل میشه که باعث تعادل در پرواز هلی میشه
البته سیستم به این سادگی نیست و خیلی پیجیدگی های دیگه هم داره که اگر بیشتر بگیم فقط گیج کننده میشه
اگر خواستید بعد از خرید هلیکوپتر مدل تون و آشنایی با قطعات میشه بیشتر و دقیق تر در موردش مطلب نوشت.

اشتراك و دنبالك

ترک بک و لینک بک برای این مقاله وجود ندارد

ارسال یک نظر